بخش ۱۲ - در اشارت به هشياري روز و بيداري شب

۳۳ بازديد


هست يكي نيمهٔ عمر تو روز
نيمهٔ ديگر شب انجم فروز
روز و شب عمر تو با صد شتاب
مي‌گذرد، آن به خود و اين به خواب
روز پي خور سگ ديوانه‌اي
خفته به شب مردهٔ كاشانه‌اي
روز چنان مي‌گذرد شب چنين
كي شوي آمادهٔ روز پسين؟
شب چو رسد، شمع شب‌افروز باش
همنفس گريهٔ جانسوز باش
روز و شبت گر همه يكسان شود
بر تو شب و روز تو تاوان شود


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد