حكايت شمارهٔ ۱۱

مشاور شركت بيمه پارسيان

حكايت شمارهٔ ۱۱

۳۵ بازديد
 


دانلود فايل صوتي حكايت ( 93 كيلوبايت )

درويشي مستجاب الدعوة در بغداد پديد آمد حجاج يوسف را خبر كردند بخواندش و گفت دعاي خيري بر من كن. گفت خدايا جانش بستان گفت از بهر خداي اين چه دعاست گفت اين دعاي خيرست ترا و جمله مسلمانان را

اي زبردست زير دست آزار
گرم تا كي بماند اين بازار
به چه كار آيدت جهانداري
مردنت به كه مردم آزاري


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد