دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۵۸ ۳۴ بازديد
دانلود فايل صوتي حكايت ( 69 كيلوبايت )
ظالمي را حكايت كنند كه هيزم درويشان خريدي به حيف و توانگران را دادي به طرح، صاحب دلي برو گذر كرد و گفت
زورت ار پيش ميرود با ما
با خداوند غيب دان نرود
حاكم از گفتن او برنجيد و روي از نصيحت در هم كشيد و برو التفات نكرد تا شبي كه آتش مطبخ در انبار هيزمش افتاد و ساير املاكش بسوخت وز بستر نرمش به خاكستر گرم نشاند. اتفاقاً همان شخص برو بگذشت و ديدش كه با ياران هميگفت ندانم اين آتش از كجا در سراي من افتاد گفت از دل درويشان.
به هم بر مكن تا تواني دلي
كه آهي جهاني به هم بر كند
چه سالهاي فراوان و عمرهاي دراز
كه خلق بر سر ما بر زمين بخواهد رفت
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد