دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۵۸ ۳۶ بازديد
هارون الرشيد را چون ملك ديار مصر مسلم شد گفت به خلاف آن طاغي كه به غرور ملك مصر دعوي خدايي كرد نبخشم اين مملكت را مگر به خسيس ترين بندگان. سياهي داشت نام او خصيب در غايت جهل. مُلك مصر بوي ارزاني داشت و گويند عقل و درايت او تا به جايي بود كه طايفه اي حرّاث مصر شكايت آوردندش كه پنبه كاشته بوديم باران بي وقت آمد- و تلف شد گفت پشم بايستي كاشتن.
به نادانان چنان روزي رساند
كه دانا اندر آن عاجز بماند
اوفتاده است در جهان بسيار
بي تميز ارجمند و عاقل خوار
كيمياگر به غصه مرده و رنج
ابله اندر خرابه يافته گنج
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد