حكايت شمارهٔ ۳

مشاور شركت بيمه پارسيان

حكايت شمارهٔ ۳

۳۲ بازديد

عبد القادر گيلاني را رحمة الله عليه ديدند در حرم كعبه روي بر حصبا نهاده همي‌گفت اي خداوند ببخشاي و گر هر آينه مستوجب عقوبتم در روز قيامتم نابينا بر انگيز تا در روي نيكان شرمسار نشوم

اي كه هرگز فرامشت نكنم
هيچت از بنده ياد مي‌آيد


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد