حكايت شمارهٔ ۸

مشاور شركت بيمه پارسيان

حكايت شمارهٔ ۸

۳۷ بازديد

يكي را از بزرگان به محفلي اندر همي‌ستودند و در اوصاف جميلش مبالغه مي‌كردند سر بر آورد و گفت من آنم كه من دانم

طاوس را به نقش و نگاري كه هست خلق
تحسين كنند و او خجل از پاي زشت خويش


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد