دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۵۸ ۳۵ بازديد
شبي در بيابان مكه از بي خوابي پاي رفتنم نماند سر بنهادم و شتربان را گفتم دست از من بدار
پاي مسكين پياده چند رود
كز تحمل ستوه شد بُختي
تا شود جسم فربهي لاغر
لاغري مرده باشد از سختي
گفت اي برادر حرم در پيش است و حرامي در پس اگر رفتي بردي و گر خفتي مردي
خوشست زير مغيلان به ره باديه خفت
شب رحيل ولي ترك جان ببايد گفت
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد