دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۵۷ ۳۵ بازديد
يكي از پادشاهان عابدي را پرسيد كه عيالان داشت اوقات عزيز چگونه ميگذرد گفت همه شب در مناجات و سحر در دعاي حاجات و همه روز در بند اخراجات.
ملك را مضمون اشارت عابد معلوم گشت فرمود تا وجه كفاف وي معين دارند و بار عيال از دل او بر خيزد.
اي گرفتار پاي بند عيال
ديگر آسودگي مبند خيال
غم فرزند و نان و جامه و قوت
بازت آرد ز سير در ملكوت
همه روز اتفاق ميسازم
كه به شب با خداي پردازم
شب چو عقد نماز ميبندم
چه خورد بامداد فرزندم
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد