حكايت شمارهٔ ۴۳

مشاور شركت بيمه پارسيان

حكايت شمارهٔ ۴۳

۳۸ بازديد

آورده اند كه فقيهي دختري داشت به غايت زشت به جاي زنان رسيده و با وجود جهاز و نعمت كسي در مناكحت او رغبت نمينمود

زشت باشد ديبقى و ديبا
كه بود بر عروس نازيبا

في الجمله بحكم ضرورت عقد نكاحش با ضريري ببستند. آورده اند كه حكيمي در آن تاريخ از سر نديب آمده بود كه ديده نابينا روشن همي‌كرد فقيه را گفتند داماد را چرا علاج نكني گفت ترسم كه بينا شود و دخترم را طلاق دهد شوي زن زشت روي، نابينا به.


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد