حكايت شمارهٔ ۸

مشاور شركت بيمه پارسيان

حكايت شمارهٔ ۸

۳۷ بازديد

بقالي را درمي چند بر صوفيان گرد آمده بود در واسط هر روز مطالبت كردي و سخنان با خشونت گفتي اصحاب از تعنت وي خسته خاطر همي‌بودند و از تحمل چاره نبود صاحب دلي در آن ميان گفت نفس را وعده دادن به طعام آسان ترست كه بقال را به درم

ترك احسان خواجه اوليتر
كاحتمال جفاى بوابان


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد