حكايت شمارهٔ ۱۳

مشاور شركت بيمه پارسيان

حكايت شمارهٔ ۱۳

۳۷ بازديد

حاتم طايي را گفتند از تو بزرگ همت تر در جهان ديده‌اي يا شنيده‌اي گفت بلي روزي چهل شتر قربان كرده بودم امراي عرب را پس به گوشه صحرايي به حاجتي برون رفته بودم ،خاركني را ديدم پشته فراهم آورده. گفتمش به مهماني حاتم چرا نروي كه خلقي بر سماط او گرد آمده‌اند؟ گفت

هر كه نان از عمل خويش خورد
منت حاتم طائى نبرد

من او را به همت و جوانمردي از خود برتر ديدم


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد