حكايت شمارهٔ ۱۷

مشاور شركت بيمه پارسيان

حكايت شمارهٔ ۱۷

۳۴ بازديد

همچنين در قاع بسيط مسافري گم شده بود و قوت و قوّتش به آخر آمده و درمي چند بر ميان داشت بسياري بگرديد و ره به جايي نبرد پس به سختي هلاك شد طايفه‌اي برسيدند و درمها ديدند پيش رويش نهاده و بر خاك نبشته

در بيابان فقير سوخته را
شلغم پخته به كه نقره خام


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد