حكايت شمارهٔ ۲۰

مشاور شركت بيمه پارسيان

حكايت شمارهٔ ۲۰

۳۵ بازديد

گدايي هول را حكايت كنند كه نعمتي وافر اندوخته بود يكي از پادشاهان گفتش همي‌نمايند كه مال بيكران داري و ما را مهمي هست اگر به برخي از آن دستگيري كني چون ارتفاع رسد وفا كرده شود و شكر گفته. گفت اي خداوند روي زمين لايق قدر بزرگوار پادشاه نباشد دست همت به مال چون من گدايي آلوده كردن كه جوجو به گدايي فراهم آوردهام گفت غم نيست كه به كافر ميدهم اَلخبيثاتُ لِلخبيثين

قالو عَجينُ الكِلْسِ لَيْسَ بِطاهِر
قُلْنا نَسُدُّ بِه شُقوقَ المَبرَزِ
به لطافت چو بر نيايد كار
سر به بي حرمتي كشد ناچار


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد