حكايت شمارهٔ ۲۵

مشاور شركت بيمه پارسيان

حكايت شمارهٔ ۲۵

۳۴ بازديد

ابلهي را ديدم سمين خلعتي ثمين در بر و مركبي تازي در زير و قصبي مصري بر سر. كسي گفت سعدي چگونه همي‌بيني اين ديباي مُعْلَم برين حيوان لا يعلَمْ گفتم

قد شابه بالوري حمار
عجلا جسدا له خوار
به آدمي نتوان گفت ماند اين حيوان
مگر دراعه و دستار و نقش بيرونش


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد