دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۵۷ ۳۴ بازديد
جواني خردمند از فنون فضايل حظي وافر داشت و طبعي نافر چندان كه در محافل دانشمندان نشستي زبان سخن ببستي باري پدرش گفت اي پسر تو نيز آنچه داني بگوي گفت ترسم كه بپرسند از آنچه ندانم و شرمساري برم.
نشنيدى كه صوفيى مىكوفت
زير نعلين خويش ميخى چند؟
آستينش گرفت سرهنگي
كه بيا نعل بر ستورم بند
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد