دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۵۷ ۳۳ بازديد
خطيبي كريه الصوت خود را خوش آواز پنداشتي و فرياد بيهده برداشتي گفتي نعيب غراب البين در پرده الحان اوست يا آيت اِنَّ انكر الاصوات لصوت الحمير در شأن او.
مردم قريه بعلت جاهي كه داشت بليتش مي كشيدند و اذيتش را مصلحت نمي ديدند تا يكي از خطباي آن اقليم كه با او عداوتي نهاني داشت باري به پرسش آمده بودش. گفت: تو را خوابي ديده ام، خير باد. گفتا چه ديدي؟ گفت: چنان ديدم كه تو را آواز خوش بودي و مردمان از انفاس تو در راحت.
خطيب اندرين لختي بينديشيد و گفت: اين مبارك خواب است كه ددي مرا بر عيب خود واقف گردانيدي، معلوم شد كه آواز ناخوش دارم و خلق از بلند خواندن من در رنج، توبه كردم كزين پس خطبه نگويم مگر به آهستگي.
از صحبت دوستي به رنجم
كاخلاق بدم حسن نمايد
كو دشمن شوخ چشم ناپاك
تا عيب مرا به من نمايد
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد