دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۵۷ ۳۴ بازديد
گويند خواجهاي را بندهاي نادرالحسن بود و با وي به سبيل مودت و ديانت نظري داشت با يكي از دوستان. گفت دريغ اين بنده با حسن و شمايلي كه دارد اگر زبان درازي و بي ادبي نكردي. گفت اي برادر چو اقرار دوستي كردي، توقع خدمت مدار كه چون عاشق و معشوقي در ميان آمد مالك و مملوك برخاست.
خواجه با بنده پرى رخسار
چون درآمد به بازى و خنده
نه عجب كو چو خواجه حكم كند
وين كشد بار ناز چون بنده
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد