دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۵۷ ۳۵ بازديد
دانشمندي را ديدم به كسي مبتلا شده و رازش برملا افتاده جور فراوان بردي و تحمل بي كران كردي. باري به لطافتش گفتم دانم كه ترا در مودت اين منظور علتي و بناي محبت بر زلّتي نيست، با وجود چنين معني لايق قدر علما نباشد خود را متهم گردانيدن و جور بي ادبان بردن. گفت اي يار دست عتاب از دامن روزگارم بدار، بارها درين مصلحت كه تو بيني انديشه كردم و صبر بر جفاي او سهلتر آيد همي كه صبر از ديدن او و حكما گويند: دل بر مجاهده نهادن آسانتر است كه چشم از مشاهده بر گرفتن
روزي از دست گفتمش زنهار
چند از آن روز گفتم استغفار
نكند دوست زينهار از دوست
دل نهادم بر آنچه خاطر اوست
گر بلطفم به نزد خود خواند
ور به قهرم براند او داند
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد