حكايت شمارهٔ ۱۵

مشاور شركت بيمه پارسيان

حكايت شمارهٔ ۱۵

۳۶ بازديد
 

يكي را زني صاحب جمال جوان در گذشت و مادر زن فرتوت به علت كابين در خانه متمكن بماند و مرد از محاورت او به جان رنجيدي و از مجاورت او چاره نديدي تا گروهي آشنايان بپرسيدن آمدنش.
يكي گفتا چگونهاي در مفارقت يار عزيز گفت ناديدن زن بر من چنان دشخوار نيست كه ديدن مادر زن.

ديده بر تارك سنان ديدن
خوشتر از روي دشمنان ديدن


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد