حكايت شمارهٔ ۱ (آغاز باب هفتم)

مشاور شركت بيمه پارسيان

حكايت شمارهٔ ۱ (آغاز باب هفتم)

۳۶ بازديد

يكي را از وزرا پسري كودن بود پيش يكي از دانشمندان فرستاد كه مرين را تربيتي ميكن مگر كه عاقل شود. روزگاري تعليم كردش و مؤثر نبود، پيش پدرش كس فرستاد كه اين عاقل نميشود و مرا ديوانه كرد.

چون بود اصل گوهرى قابل
تربيت را در او اثر باشد
هيچ صيقل نكو نخواهد كرد
آهني را كه بد گهر باشد
خر عيسي گرش به مكه برند
چون بيايد هنوز خر باشد


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد