حكايت شمارهٔ ۶

مشاور شركت بيمه پارسيان

حكايت شمارهٔ ۶

۳۴ بازديد

پادشاهي پسري را به اديبي داد و گفت اين فرزند تست، تربيتش همچنان كن كه يكي از فرزندان خويش. اديب خدمت كرد و متقبل شد و سالي چند برو سعي كرد و به جايي نرسيد و پسران اديب در فضل و بلاغت منتهي شدند. ملك دانشمند را مؤاخذت كرد و معاتبت فرمود كه وعده خلاف كردي و وفا به جا نياوردي. گفت بر رأي خداوند روي زمين پوشيده نماند كه تربيت يكسانست و طباع مختلف

بر همه عالم همي‌تابد سهيل
جايي انبان ميكند جايي اديم


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد