حكايت شمارهٔ ۹

مشاور شركت بيمه پارسيان

حكايت شمارهٔ ۹

۳۶ بازديد

در تصانيف حكما آروده‌اند كه كژدم را ولادت معهود نيست چنان كه ديگر حيوانان را، بل احشاي مادر را بخورند و شكمش را بدرند و راه صحرا گيرند و آن پوست‌ها كه در خانه كژدم بينند اثر آنست. باري اين نكته پيش بزرگي همي‌گفتم، گفت دل من بر صدق اين سخن گواهي ميدهد و جز چنين نتوان بودن در حالت خردي با مادر و پدر چنين معاملت كرده‌اند لاجرم در بزرگي چنين مقبلند و محبوب

پسرى را پدر وصيت كرد
كاى جوان بخت يادگير اين پند
هر كه با اهل خود وفا نكند
نشود دوست روي و دولتمند


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد