دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۵۷ ۳۸ بازديد
سالي نزاعي در پيادگان حجيچ افتاده بود و داعي در آن سفر هم پياده انصاف در سر و روي هم فتاديم و داد فسوق و جدال بداديم كجاوه نشيني را شنيدم كه با عديل خود ميگفت ياللعجب پياده عاج چو عرضه شطرنج به سر ميبرد فرزين ميشود يعني به از آن ميگردد كه بود و پيادگان حاج باديه به سر بردند و بتر شدند
از من بگوى حاجى مردم گزاى را
كو پوستين خلق به آزار مى درد
حاجي تو نيستي شترست از براي آنك
بيچاره خار ميخورد و بار ميبرد
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد