حكايت شمارهٔ ۱۶

مشاور شركت بيمه پارسيان

حكايت شمارهٔ ۱۶

۳۴ بازديد

پارسايي بر يكي از خداوندن نعمت گذر كرد كه بنده اي را دست و پاي استوار بسته عقوبت همي‌كرد گفت اي پسر همچو تو مخلوقي را خداي عزّوجل اسير حكم تو گردانيده است و ترا بر وي فضيلت داده شكر نعمت باري تعالي بجاي آر و چندين جفا بر وي مپسند نبايد كه فرداي قيامت به از تو باشد و شرمساري بري.

او را تو بده درم خريدي
آخر نه به قدرت آفريدي
اي خواجه ارسلان و آغوش
فرمانده خود مكن فراموش

در خبرست از خواجه عالم صلي الله عليه و سلم كه گفت بزرگترين حسرت روز قيامت آن بود كه يكي بنده صالح را به بهشت برند و خواجه فاسق را به دوزخ.

بر غلامي كه طوع خدمت تست
خشم بي حد مران و طيره مگير
كه فضيحت بود به روز شمار
بنده آزاد و خواجه در زنجير


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد