اندر معني عدل و ظلم و ثمرهٔ آن

مشاور شركت بيمه پارسيان

اندر معني عدل و ظلم و ثمرهٔ آن

۳۵ بازديد


خبرداري از خسروان عجم
كه كردند بر زيردستان ستم؟
نه آن شوكت و پادشايي بماند
نه آن ظلم بر روستايي بماند
خطابين كه بر دست ظالم برفت
جهان ماند و او با مظالم برفت
خنك روز محشر تن دادگر
كه در سايهٔ عرش دارد مقر
به قومي كه نيكي پسندد خداي
دهد خسروي عادل و نيك راي
چو خواهد كه ويران شود عالمي
كند ملك در پنجهٔ ظالمي
سگالند از او نيكمردان حذر
كه خشم خدايست بيدادگر
بزرگي از او دان و منت شناس
كه زايل شود نعمت ناسپاس
اگر شكر كردي بر اين ملك و مال
به مالي و ملكي رسي بي زوال
وگر جور در پادشايي كني
پس از پادشاهي گدايي كني
حرام است بر پادشه خواب خوش
چو باشد ضعيف از قوي باركش
ميازار عامي به يك خردله
كه سلطان شبان است و عامي گله
چو پرخاش بينند و بيداد از او
شبان نيست، گرگ است، فرياد از او
بد انجام رفت و بد انديشه كرد
كه با زيردستان جفا، پيشه كرد
بسستي و سختي بر اين بگذرد
بماند بر او سالها نام بد
نخواهي كه نفرين كنند از پست
نكوباش تا بد نگويد كست


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد