دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۵۶ ۳۴ بازديد
شنيدم كه يك بار در حلهاي
سخن گفت با عابدي كلهاي
كه من فر فرماندهي داشتم
به سر بر كلاه مهي داشتم
سپهرم مدد كرد و نصرت وفاق
گرفتم به بازوي دولت عراق
طمع كرده بودم كه كرمان خورم
كه ناگه بخوردند كرمان سرم
بكن پنبهٔ غفلت از گوش هوش
كه از مردگان پندت آيد به گوش
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد