دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۵۶ ۳۶ بازديد
به سرهنگ سلطان چنين گفت زن
كه خيز اي مبارك در رزق زن
برو تا ز خوانت نصيبي دهند
كه فرزند كانت نظر بر رهند
بگفتا بود مطبخ امروز سرد
كه سلطان به شب نيت روزه كرد
زن از نااميدي سر انداخت پيش
همي گفت با خود دل از فاقه ريش
كه سلطان از اين روزه گويي چه خواست؟
كه افطار او عيد طفلان ماست
خورنده كه خيرش برآيد ز دست
به از صائم الدهر دنيا پرست
مسلم كسي را بود روزه داشت
كه درمندهاي را دهد نان چاشت
وگرنه چه لازم كه سعيي بري
ز خود بازگيري و هم خود خوري؟
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد