حكايت

مشاور شركت بيمه پارسيان

حكايت

۳۶ بازديد


يكي در بيابان سگي تشنه يافت
برون از رمق در حياتش نيافت
كله دلو كرد آن پسنديده كيش
چو حبل اندر آن بست دستار خويش
به خدمت ميان بست و بازو گشاد
سگ ناتوان را دمي آب داد
خبر داد پيغمبر از حال مرد
كه داور گناهان از او عفو كرد
الا گر جفا كردي انديشه كن
وفا پيش گير و كرم پيشه كن
يكي با سگي نيكويي گم نكرد
كجا گم شود خير با نيكمرد؟
كرم كن چنان كت برآيد زدست
جهانبان در خير بر كس نبست
به قنطار زر بخش كردن ز گنج
نباشد چو قيراطي از دسترنج
برد هر كسي بار در خورد زور
گران است پاي ملخ پيش مور


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد