گفتار اندر گردش روزگار

مشاور شركت بيمه پارسيان

گفتار اندر گردش روزگار

۳۵ بازديد


تو با خلق سهلي كن اي نيكبخت
كه فردا نگيرد خدا بر تو سخت
گر از پا درآيد، نماند اسير
كه افتادگان را بود دستگير
به آزار فرمان مده بر رهي
كه باشد كه افتد به فرماندهي
چو تمكين و جاهت بود بر دوام
مكن زور بر ضعف درويش و عام
كه افتد كه با جاه و تمكين شود
چو بيدق كه ناگاه فرزين شود
نصيحت شنو مردم دور بين
نپاشند در هيچ دل تخم كين
خداوند خرمن زيان مي‌كند
كه بر خوشه چين سرگران مي‌كند
نترسد كه نعمت به مسكين دهند
وزان بار غم بر دل اين نهند؟
بسا زرومندا كه افتاد سخت
بس افتاده را ياوري كرد بخت
دل زير دستان نبايد شكست
مبادا كه روزي شوي زير دست


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد