دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۵۵ ۳۵ بازديد
خوشا وقت شوريدگان غمش
اگر زخم بينند و گر مرهمش
گداياني از پادشاهي نفور
به اميدش اندر گدايي صبور
دمادم شراب الم در كشند
وگر تلخ بينند دم در كشند
بلاي خمارست در عيش مل
سلحدار خارست با شاه گل
نه تلخ است صبري كه بر ياد اوست
كه تلخي شكر باشد از دست دوست
ملامت كشانند مستان يار
سبك تر برد اشتر مست بار
اسيرش نخواهد رهايي زبند
شكارش نجويد خلاص از كمند
سلاطين عزلت، گدايان حي
منازل شناسان گم كرده پي
به سر وقتشان خلق كي ره برند
كه چون آب حيوان به ظلمت درند؟
چو بيتالمقدس درون پر قباب
رها كرده ديوار بيرون خراب
چو پروانه آتش به خود در زنند
نه چون كرم پيله به خود برتنند
دلارام در بر، دلارام جوي
لب از تشنگي خشك، برطرف جوي
نگويم كه بر آب قادر نيند
كه بر شاطي نيل مستسقيند
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد