دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۵۵ ۳۵ بازديد
تو را عشق همچون خودي ز آب و گل
ربايد همي صبر و آرام دل
به بيداريش فتنه برخد و خال
به خواب اندرش پاي بند خيال
به صدقش چنان سرنهي بر قدم
كه بيني جهان با وجودش عدم
چو در چشم شاهد نيايد زرت
زر و خاك يكسان نمايد برت
دگر با كست بر نيايد نفس
كه با او نماند دگر جاي كس
تو گويي به چشم اندرش منزل است
وگر ديده برهم نهي در دل است
نه انديشه از كس كه رسوا شوي
نه قوت كه يك دم شكيبا شوي
گرت جان بخواهد به لب بر نهي
وگر تيغ بر سر نهد سر نهي
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد