دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۵۵ ۳۴ بازديد
طبيبي پري چهره در مرو بود
كه در باغ دل قامتش سرو بود
نه از درد دلهاي ريشش خبر
نه از چشم بيمار خويشش خبر
حكايت كند دردمندي غريب
كه خوش بود چندي سرم با طبيب
نميخواستم تندرستي خويش
كه ديگر نيايد طبيبم به پيش
بسا عقل زورآور چيردست
كه سوداي عشقش كند زيردست
چو سودا خرد را بماليد گوش
نيارد دگر سر برآورد هوش
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد