حكايت مجنون و صدق محبت او

مشاور شركت بيمه پارسيان

حكايت مجنون و صدق محبت او

۳۳ بازديد


به مجنون كسي گفت كاي نيك پي
چه بودت كه ديگر نيايي به حي؟
مگر در سرت شور ليلي نماند
خيالت دگر گشت و ميلي نماند؟
چو بشنيد بيچاره بگريست زار
كه اي خواجه دستم ز دامن بدار
مرا خود دلي دردمندست ريش
تو نيزم نمك بر جراحت مريش
نه دوري دليل صبوري بود
كه بسيار دوري ضروري بود
بگفت اي وفادار فرخنده خوي
پيامي كه داري به ليلي بگوي
بگفتا مبر نام من پيش دوست
كه حيف است نام من آن جا كه اوست


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد