دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۵۵ ۳۴ بازديد
سگي پاي صحرا نشيني گزيد
به خشمي كه زهرش ز دندان چكيد
شب از درد بيچاره خوابش نبرد
به خيل اندرش دختري بود خرد
پدر را جفا كرد و تندي نمود
كه آخر تو را نيز دندان نبود؟
پس از گريه مرد پراگنده روز
بخنديد كاي مامك دلفروز
مرا گر چه هم سلطنت بود و بيش
دريغ آمدم كام و دندان خويش
محال است اگر تيغ بر سر خورم
كه دندان به پاي سگ اندر برم
توان كرد با ناكسان بدرگي
وليكن نيايد ز مردم سگي
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد