حكايت در محرومي خويشتن بينان

مشاور شركت بيمه پارسيان

حكايت در محرومي خويشتن بينان

۳۵ بازديد


يكي در نجوم اندكي دست داشت
ولي از تكبر سري مست داشت
بر گوشيار آمد از راه دور
دلي پر ارادت، سري پر غرور
خردمند از او ديده بردوختي
يكي حرف در وي نياموختي
چو بي بهره عزم سفر كرد باز
بدو گفت داناي گردن فراز
تو خود را گمان برده‌اي پر خرد
انائي كه پر شد دگر چون برد؟
ز دعوي پري زان تهي مي‌روي
تهي آي تا پر معناي شوي
ز هستي در آفاق سعدي صفت
تهي گرد و باز آي پر معرفت


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد