دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۵۵ ۳۴ بازديد
يكي بربطي در بغل داشت مست
به شب در سر پارسايي شكست
چو روز آمد آن نيكمرد سليم
بر سنگدل برد يك مشت سيم
كه دوشينه معذور بودي و مست
تو را و مرا بربط و سر شكست
مرا به شد آن زخم و برخاست بيم
تو را به نخواهد شد الا به سيم
از اين دوستان خدا بر سرند
كه از خلق بسيار بر سر خورند
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد