حكايت

مشاور شركت بيمه پارسيان

حكايت

۳۳ بازديد


يكي خوب كردار، خوش خوي بود
كه بد سيرتان را نكو گوي بود
به خوابش كسي ديد چون در گذشت
كه باري حكايت كن از سرگذشت
دهاني به خنده چو گل باز كرد
چو بلبل به صوتي خوش آغاز كرد
كه بر من نكردند سختي بسي
كه من سخت نگرفتمي با كسي


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد