حكايت در عزت قناعت

مشاور شركت بيمه پارسيان

حكايت در عزت قناعت

۳۵ بازديد


يكي نيشكر داشت در طيفري
چپ و راست گرديده بر مشتري
به صاحبدلي گفت در كنج ده
كه بستان و چون دست يابي بده
بگفت آن خردمند زيبا سرشت
جوابي كه بر ديده بايد نبشت
تو را صبر بر من نباشد مگر
وليكن مرا باشد از نيشكر
حلاوت ندارد شكر در نيش
چو باشد تقاضاي تلخ از پيش


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد