دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۵۵ ۳۵ بازديد
يكي نيشكر داشت در طيفري
چپ و راست گرديده بر مشتري
به صاحبدلي گفت در كنج ده
كه بستان و چون دست يابي بده
بگفت آن خردمند زيبا سرشت
جوابي كه بر ديده بايد نبشت
تو را صبر بر من نباشد مگر
وليكن مرا باشد از نيشكر
حلاوت ندارد شكر در نيش
چو باشد تقاضاي تلخ از پيش
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد