دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۵۵ ۳۲ بازديد
كمال است در نفس مرد كريم
گرش زر نباشد چه نقصان و سيم؟
مپندار اگر سفله قارون شود
كه طبع لئيمش دگرگون شود
وگر درنيابد كرم پيشه، نان
نهادش توانگر بود همچنان
مروت زمين است و سرمايه زرع
بده كاصل خالي نماند ز فرع
خدايي كه از خاك مردم كند
عجب باشد ار مردمي گم كند
ز نعمت نهادن بلندي مجوي
كه ناخوش كند آب استاده بوي
به بخشندگي كوش كآب روان
به سيلش مدد ميرسد ز آسمان
گر از جاه و دولت بيفتد لئيم
دگر باره نادر شود مستقيم
وگر قيمتي گوهري غم مدار
كه ضايع نگرداندت روزگار
كلوخ ارچه افتاده بيني به راه
نبيني كه در وي كند كس نگاه
وگر خردهٔ زر ز دندان گاز
بيفتد، به شمعش بجويند باز
بدر ميكنند آبگينه ز سنگ
كجا ماند آيينه در زير زنگ؟
هنر بايد و فضل و دين و كمال
كه گاه آيد و گه رود جاه و مال
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد