سر آغاز (آغاز باب هفتم)

مشاور شركت بيمه پارسيان

سر آغاز (آغاز باب هفتم)

۳۳ بازديد


سخن در صلاح است و تدبير وخوي
نه در اسب و ميدان و چوگان و گوي
تو با دشمن نفس هم‌خانه‌اي
چه در بند پيكار بيگانه‌اي؟
عنان باز پيچان نفس از حرام
به مردي ز رستم گذشتند و سام
تو خود را چو كودك ادب كن به چوب
به گرز گران مغز مردان مكوب
وجود تو شهري است پر نيك و بد
تو سلطان و دستور دانا خرد
رضا و ورع: نيكنامان حر
هوي و هوس: رهزن و كيسه بر
چو سلطان عنايت كند با بدان
كجا ماند آسايش بخردان؟
تو را شهوت و حرص و كين و حسد
چو خون در رگانند و جان در جسد
هوي و هوس را نماند ستيز
چو بينند سر پنجهٔ عقل تيز
رئيسي كه دشمن سياست نكرد
هم از دست دشمن رياست نكرد
نخواهم در اين نوع گفتن بسي
كه حرفي بس ار كار بندد كسي


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد