دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۵۵ ۳۴ بازديد
مرا در نظاميه ادرار بود
شب و روز تلقين و تكرار بود
مر استاد را گفتم اي پر خرد
فلان يار بر من حسد ميبرد
شنيد اين سخن پيشواي ادب
به تندي برآشفت و گفت اي عجب!
حسودي پسندت نيامد ز دوست
كه معلوم كردت كه غيبت نكوست؟
گر او راه دوزخ گرفت از خسي
از اين راه ديگر تو در وي رسي
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد