دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۵۵ ۳۶ بازديد
طريقت شناسان ثابت قدم
به خلوت نشستند چندي به هم
يكي زان ميان غيبت آغاز كرد
در ذكر بيچارهاي باز كرد
كسي گفتش اي يار شوريده رنگ
تو هرگز غزا كردهاي در فرنگ؟
بگفت از پس چار ديوار خويش
همه عمر ننهادهام پاي پيش
چنين گفت درويش صادق نفس
نديدم چنين بخت برگشته كس
كه كافر ز پيكارش ايمن نشست
مسلمان ز جور زبانش نرست
چه خوش گفت ديوانهٔ مرغزي
حديثي كز او لب به دندان گزي
من ار نام مردم بزشتي برم
نگويم بجز غيبت مادرم
كه دانند پروردگان خرد
كه طاعت همان به كه مادر برد
رفيقي كه غايب شد اي نيك نام
دو چيزست از او بر رفيقان حرام
يكي آن كه مالش به باطل خورند
دوم آن كه نامش به غيبت برند
هر آن كو برد نام مردم به عار
تو خير خود از وي توقع مدار
كه اندر قفاي تو گويد همان
كه پيش تو گفت از پس مردمان
كسي پيش من در جهان عاقل است
كه مشغول خود وز جهان غافل است
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد