دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۵۵ ۳۴ بازديد
فرو رفت جم را يكي نازنين
كفن كرد چون كرمش ابريشمين
به دخمه برآمد پس از چند روز
كه بر وي بگريد به زاري و سوز
چو پوسيده ديدش حريرين كفن
به فكرت چنين گفت با خويشتن
من از كرم بركنده بودم به زور
بكندند از او باز كرمان گور
دو بيتم جگر كرد روزي كباب
كه ميگفت گويندهاي با رباب:
دريغا كه بي ما بسي روزگار
برويد گل و بشكفد نوبهار
بسي تير و دي ماه و ارديبهشت
برآيد كه ما خاك باشيم و خشت
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد