دريا و سراب

مشاور شركت بيمه پارسيان

دريا و سراب

۳۴ بازديد


ما را رها كنيد در اين رنج بي‏حساب
با قلب پاره پاره و با سينه‏اي كباب
عمري گذشت در غم هجران روي دوست
مرغم درون آتش، و ماهي برون آب
حالي، نشد نصيبم از اين رنج و زندگي
پيري رسيد غرق بطالت، پس از شباب
از درس و بحث مدرسه ام حاصلي نشد
كي مي‏توان رسيد به دريا از اين سراب
هرچه فراگرفتم و هرچه ورق زدم
چيزي نبود غير حجابي پس از حجاب
هان اي عزيز، فصل جواني بهوش باش
در پيري، از تو هيچ نيايد به غير خواب
اين جاهلان كه دعوي ارشاد مي كنند
در خرقه شان به غير منم تحفه‏اي مياب
ما عيب و نقص خويش، و كمال و جمال غير
پنهان نموده‏ايم، چو پيري پس خضاب
دم در ني‏آر و دفتر بيهوده پاره كن
تا كي كلام بيهده گفتار ناصواب


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد