سبوي دوست

مشاور شركت بيمه پارسيان

سبوي دوست

۳۳ بازديد


عمري گذشت و راه نبردم به كوي دوست
مجلس تمام گشت و نديديم روي دوست
گلشن معطّر است سراپا ز بوي يار
گشتيم هركجا، نشنيديم بوي دوست
هر جا كه مي روي، ز رخ يار، روشن است
خفاش وار راه نبرديم سوي دوست
ميخوارگانِ دلشده ساغر گرفته اند
ما را نَمي نصيب نشد از سبوي دوست
گوش من و تو، وصف رُخ يار نشنود
ورنه جهان ندارد جز گفتگوي دوست
با عاقلان بگو كه: رُخ يار ظاهر است
كاوش بس است اين همه، در جستجوي دوست
ساقي ز دست يار به ما باده مي دهد
بر گير مي، تو نيز ز دستِ نكوي دوست


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد