دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۵۴ ۳۵ بازديد
با كه گويم راز دل را، كس مرا همراز نيست
از چه جويم سِرّ جان را، دربه رويم باز نيست
ناز كن تا ميتواني، غمزه كن تا ميشود
دردمندي را نديدم، عاشق اين ناز نيست
حلقه صوفي و دير راهبم هرگز مجوي
مرغ بال و پر زده، با زاغ همپرواز نيست
اهل دل، عاجز زگفتار است با اهل خرد
بيزبان با بيدلان هرگز سخن پرداز نيست
سربده در راه جانان، جان به كف سرباز باش
آنكه سر در كوي دلبر نفكند، سرباز نيست
عشق جانان ريشه دارد در دل، از روز اَلَست
عشق را انجام نبود، چون ورا آغاز نيست
اين پريشان حالي از جام بلي نوشيده ام
اين بلي تا وصل دلبر، بي بلا دمساز نيست
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد