حسرت روي تو

مشاور شركت بيمه پارسيان

حسرت روي تو

۳۵ بازديد


امشب از حسرت رويت، دگر آرامم نيست
دلم آرام نگيرد كه دلاَّرامم نيست
گردش باغ نخواهم،  نروم طَرْف چمن
روي گلزار نجويم كه گلندامم نيست
من از آغاز كه روي تو بديدم گفتم:
در پي طلعت اين حوروش، انجامم نيست
من به يك دانه، به دام تو به خود افتادم
چه گمان بود كه در ملك جهان دامم نيست؟
خاك كويش شوم و كامْ طلبكار شوم
گرچه دانم كه از آن كامْ طلب، كامم نيست
همه ايّام چو هندي سر راهش گيرم
گر چه توفيقِ نظر در همه ايامم نيست


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد