راه و رسم عشق

مشاور شركت بيمه پارسيان

راه و رسم عشق

۳۶ بازديد


آنكه سر در كوي او نگذاشته، آزاده نيست
آنكه جان نفكنده در درگاه او، دلداده نيست
نيستي را برگزين اي دوست، اندر راه عشق
رنگ هستي هر كه بر رُخ دارد، آدم‏زاده نيست
راه و رسم عشق، بيرون از حساب ما و تو است
آنكه هشيار است و بيدار است، مست باده نيست
سر نهادن بر در او پا به سر بنهادن است
هر كه خود را هست داند، پا به سر بنهاده نيست
سالها بايد كه راه عشق را پيدا كني
اين ره رندان ميخانه است، راه ساده نيست
خرقه درويش، همچون تاج شاهنشاهي است
تاجدار و خرقه دار، از رنگ و بو افتاده نيست
تا اسير رنگ و بويي، بوي دلبر نشنوي
هر كه اين اغلال در جانش بود، آماده نيست


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد