طبيب عشق

مشاور شركت بيمه پارسيان

طبيب عشق

۳۴ بازديد


غم دل با كه بگويم كه مرا ياري نيست
جز تو اي روحِ روان، هيچ مددكاري نيست
غم عشق تو به جان است و نگويم به كسي
كه در اين باديه غمزده، غمخواري نيست
راز دل را نتوانم به كسي بگشايم
كه در اين دير مغان رازنگهداري نيست
ساقي، از ساغر لبريز ز مي دم بربند
كه در اين ميكده مي‏زده، هشياري نيست
درد من، عشق تو و بستر من؛ بستر مرگ
جز تواَم هيچ طبيببي و پرستاري نيست
لطف كن، لطف و گذر كن به سر بالينم
كه به بيماري من جان تو، بيماري نيست
قلم سرخ كشم بر ورق دفتر خويش
هان كه در عشق من و حُسن تو، گفتاري نيست


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد