دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۵۴ ۳۳ بازديد
ماييم و يكي خرقه تزوير و دگر هيچ
در دام ريا، بسته به زنجير و دگر هيچ
خودبيني و خودخواهي و خودكامگي نفس
جان را چو روان كرده زمينگير و دگر هيچ
در بارگه دوست، نبرديم و نديديم
جز نامه سربسته به تقصير و دگر هيچ
بگزيده خرابات و گسسته ز همه خلق
دل بسته به پيشامد تقدير و دگر هيچ
درويش كه درويشصفت نيست، گشايد
بر خلق خدا ديده تحقير و دگر هيچ
صوفي كه صفاييش نباشد، ننهد سر
جز بر در مردِ زر و شمشير و دگر هيچ
عالِم كه به اخلاص نياراسته خود را
علمش به حجابي شده تفسير و دگر هيچ
عارف كه ز عرفان كتبي چند فراخواند
بسته است به الفاظ و تعابير و دگر هيچ
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد